مصاحبه با دکتر زهرا قنبر پور، عضو کمیته علمی و از اعضای کمیته داوران همایش

15 مهر 1397

بررسی رابطه سبکهای انگیزشی و خود تنظیمی تحصیلی دانش آموزان


 

زهرا قنبرپور دکترای تخصصی رشته علوم تربیتی با گرایش فلسفه تعلیم و تربیت و عضو هیئت داوران و کمیته علمی همایش فرهنگ زندگی ؛ مسائل روانشناختی درخصوص یکی از مقالات خود که در پانزدهمین کنگره انجمن مطالعات برنامه ریزی درسی ایران ارائه شده است به دبیرخانه همایش گفت:

یکی از موارد مهم در پیشرفت و رسیدن به توسعه پایدار سبک های انگیزشی و خود تنظیمی تحصیلی دانش آموزان است. از این رو بررسی رابطه این موارد با هم می تواند ما را در ارتقای بهره وری و تولید یاری کند. وی برطرف كردن نيازهاي روحي و رواني افراد را دارای اهميت ويژه دانست و انگیزه های افراد را در سه دسته طبقه کرد و گفت: در يك طبقه‌بندي كلي انگيزه‌ها در سه گروه (فيزيكي، اجتماعي و رواني) قرار مي‌گيرد. به بخشی از نيازهاي انسان در محيط كار مانند تسهيلات رفاهي محيط كار (محل مناسب كار، هوا، نور و...) انگيزه‌هاي فيزيكي اطلاق مي‌شود. به دسته اي از نيازهاي افراد كه به رفتار ديگران به ويژه مديريت سازمان ارتباط پيدا مي‌كند و بيشتر نيازهاي اجتماعي را برطرف می سازد، انگیزه های اجتماعی می گویند و آن گروه ازنیازهایی که رضایت روحی افراد را در پی دارد، جزء انگيزه‌هاي رواني محسوب مي‌شود. بنابراين يكي از وظايف مهم مدير، انگيزش افراد است، انسان‌هايي با نيازهاي متعدد براي نيل به هدف‌هاي سازماني

.

دکتر قنبر پور يكي از وظايف مهم مديران در سازمان‌‌ها را شناسايي استعدادهاي بالقوه كاركنان و فراهم نمودن زمينه‌هاي رشد و شكوفايي آنان دانست و گفت: امروزه نمي‌توان بدون توجه به ميزان بهره‌ وري در توليد و بدون آگاهي از عوامل موثر بر افزايش آن، به سوي توسعه پایدار گام برداشت. از آنجا كه انسان در توسعه نقش كليدي دارد و تحقق توسعه به دست انسان صورت مي‌پذيرد لذا این انسان در ابتدا باید به خودشناسی برسد و خودشناسي از طريق پردازش مهارتهاي شناختي، انگيزشي و عاطفي كه عهده دار انتقال دانش و توانائيها به رفتار ماهرانه هستند، فعال مي شود

.

وی یکی دیگر از عوامل موثر در روند رسیدن به توسعه پایدار را باور به توانايي انجام كار در موقعيتهاي مختلف شغلي دانست و تاکید کرد: عملكرد مؤثر هم به داشتن مهارتها و هم به باور در توانايي انجام آن مهارتها نيازمند است. اداره كردن موقعيتهاي دايم التغيير، مبهم، غيرقابل پيش بيني و استرس زا مستلزم داشتن مهارتهاي چندگانه است. مهارتهاي قبلي براي پاسخ به تقاضاي گوناگون موقعيت هاي مختلف بايد غالباً به شيوه هاي جديد، ساماندهي شوند. بنابراين، مبادلات با محيط تا حدودي تحت تأثير قضاوتهاي فرد در مورد توانائيهاي خويش است. بدين معني كه افراد باور داشته باشند كه در شرايط خاص، مي توانند وظايف را انجام دهند. خودكارآمدي درك شده معيار داشتن مهارتهاي شخصي نيست، بلكه بدين معني است كه فرد به اين باور رسيده باشد كه مي تواند در شرايط مختلف با هر نوع مهارتي كه داشته باشد، وظايف را به نحو احسن انجام دهد.

 

عضو کمیته علمی داوران همایش روانشناسی مهم‌ترین انواع انگیزش به نظر روان‌شناسان را چنین برشمرد و طبقه بندی کرد:

 

الف. فیزیولوژیكی – روان‌شناختی: در اساسی‌ترین یا پایه‌ای‌ترین سطح، ما می‌توانیم درباره نیازهای جسمی یا فیزیولوژیكی صحبت كنیم. نیازهای فیزیولوژیكی شامل غذا، آب، پوشاك و نیازهای جنسی است و نیازهای روان‌شناختی با فعالیت‌های ذهنی و اجتماعی ارتباط دارند كه برای برآورده شدن هر یك از نیازهای مطرح‌شده، یك انگیزش مفروض وجود دارد.

 

ب. صلاحیت: وایت، مشاهده كرد كه كودكان در حال رشد، محیط خود را فعالانه كشف می‌كنند. وایت، احساس می‌كرد كه این رفتار اكتشافی ذاتی، نتیجه نیاز فرد به تأثیرگذاری بر محیطش است. این نیاز، به آنچه وایت، آن را انگیزش كارآیی، انگیزش صلاحیت یا انگیزش تسلط نامیده، ارتباط

دارد.

پ. پیوندجویی یا تعلق: یكی دیگر از انگیزش‌های روان‌شناختی مهم، تمایل فرد به ایجاد وابستگی‌ها یا نیاز به پیوندجویی یا تعامل با دیگران است.

 

و در ادامه به مهارت های خود تنظیمی دانش آموزان اشاره کرد و در تعریف مهارت های خود تنظیمی گفت: خود تنظیمی یعنی توسعه‌ی دانش و مهارت‌های فردی در تمام زمینه‌ها، از طریق تلاش خود فرد و تجربه‌ی انواع موقعیت‌ها و موارد مختلف. به عبارت دیگر خود تنظیمی توانایی موافقت کردن با یک خواسته، توانایی شروع کردن و دست کشیدن از فعالیت‌ها بر طبق مقتضیات موقعیتی، توانایی تعدیل فعالیت، تکرار، تداوم فعالیت‌های کلامی- حرکتی در موقعیت‌های اجتماعی و آموزشی، توانایی به تعوبق انداختن کار کردن روی موضوع یا هدف دلخواه تعریف شده است.پ

 

سازه خودتنظیمی به آموزش استراتژی‌هایی اشاره دارد که افراد را قادر می‌کند جهت‌گیری هدف‌های خود را در فرایند یادگیری رشد دهند. به عبارت دیگر، یادگیری خود‌تنظیمی فقط یادگیری دانش‌آموزان را تقویت نمی‌کند، بلکه فرصت‌هایی را برای آنها فراهم می‌کند تا به طور فعال، فرایندهایی مانند تنظیم اهداف خودکنترلی، خودارزشیابی و خودانگیزشی را مدیریت کنند.

 

استیپک (1994) معتقد است عقاید، ارزش ها و هیجان های مرتبط با پیشرفت تحت تاثیر تغییرات رشدی قرار می گیرد. کودکان در اوایل کودکی کاملا تکلیف محورند، آن ها همچنین به توانایی نسبتا بالایی اعتقاد دارند؛ اما در مراحل بعدی رشد آن ها عقاید توانایی خود را به واسه ارزیابی های خود با همسالان و از طریق آموزگاران و والدینشان به دست می آورند این مولفه شناختی تحت تاثیر عوامل گوناگونی از جمله مشوق های محیطی، گرایش های شخص، توانایی های یادگیری به ویژه خودکارآمدی دانش آموزان قرار می گیرد (استیپک به نقل از عباسیان فرد، 1389(

 

اخیرا آموزش مهارت های خود تنظیم به دانش آموزان، به عنوان یکی از اهداف عمده تعلیم و تربیت دیده شده است. در عین حال، یادگیری خودتنظیم ، یک پیش نیاز حیاتی برای کسب موفقیت آمیز دانش در مدرسه و خارج از آن است و بنابراین برای یادگیری مادام العمر دارای اهمیت ویژه ای است . آموختن مهارت های خودتنظیمی زمینه ساز کسب موفقیت در تمام مراحل زندگی است به عبارت دیگر خودتنظیمی کلید اصلی موفقیت فرد در هر زمینه ای است. هدف اولیه تعلیم و تربیت ، تربیت یادگیرنده های مادام العمر ، مستقل ، خود انگیخته و خود تنظیم است معلمان بایستی به طور مداوم بر اهمیت جهت گیری هدف و نقشی که این متغیر در استفاده فرد از راهکارهای شناخت و فراشناخت در یادگیری خودتنظیم دارد واقف بوده و بر اهمیت جهت گیری هدف معطوف به یادگیری تاکید ورزند.

پژوهشگر در این تحقیق بدنبال یافتن پاسخی مناسب برای این سوال می باشد .آیا بین سبکهای انگیزشی خودکارآمدی و خود تنظیمی تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه رابطه وجود دارد؟

 

بر اساس نظریه سه وجهی بندورا مبنای یادگیری خودتنظیمی، شناخت اجتماعی است. به عقیده وی، فعالیت‌های یادگیری دانش‌آموزان بهوسیله سه عامل فرآیندهای شخصی، محیطی و رفتاری آنها تعیین می‌شود.نظریه یادگیری خودتنظیمی را پینتریچ و دیگروت (1999) مطرح کردند. آنها خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی و اضطراب امتحان را به عنوان باورهای انگیزشی در نظرگرفتند و راهبردهای شناختی، فراشناختی، تلاش و تدبیر دانش‌آموزان را تحت عنوان یادگیری خودتنظیمی معرفی کرده اند

.

خودکارآمدی به مجموعه باورهای دانش‌آموزان در مورد توانایی‌هایشان در انجام تکالیف اشاره دارد نتایج تحقیقات در این زمینه حاکی از آن است که دانش‌آموزانی که خود را خودکارآمد می‌دانند، از راهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری استفاده می‌کنند و در انجام تکالیف اصرار بیشتری از خود نشان می‌دهند.

 

ارزش‌گذاری درونی به اهمیتی که دانش‌آموز به یک تکلیف یا درس خاص می‌دهد، باوری که به آن تکلیف دارد و هدفی که ازمطالعه آن دنبال می‌کند، اطلاق می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهند که دانش‌آموزانی که دارای انگیزه غلبه بر کار و تکلیف‌اند، ازراهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری استفاده می‌کنند.

 

اضطراب امتحان احساس یا حالت هیجانی ناخوشایندی است که پیامدهای رفتاری و روانشناختی خاصی دارد و در امتحانات رسمی و یا دیگر موقعیتهای ارزشیابی تجربه می‌شود. در رابطه با اضطراب امتحان، تحقیقات بیانگر رابطه غیرخطی این عامل با عوامل خودتنظیمی – یعنی تلاش و تدبیر می‌باشند. منظور از راهبردهای فراشناختی، مجموعه فرآیندهای برنامه‌ریزی، بازبینی و اصلاح فعالیتهای شناختی است. تدابیر یادگیری، احاطه دانش‌آموز بر تکالیف دشوار و میزان پافشاری وی در انجام آنهاست.

طبق نظریه یادگیری خودتنظیمی، فرآیندهای فراشناختی، تلاش و تدبیر دانش‌آموزان، خودتنظیمی را تشکیل می‌دهند. منظوراز خودتنظیمی این است که دانش‌آموزان مهارت‌هایی برای طراحی، کنترل و هدایت فرآیند یادگیری خود دارند و تمایل دارند یادبگیرند، کل فرآیند یادگیری را ارزیابی کنند و به آن بیندیشند.

 

نتایج پژوهش پینتریچ و دیگروت (1990) نشان داد که خودتنظیمی، خودکارآمدی و اضطراب امتحان بهترین پیش بینی کننده های عملکرد تحصیلی هستند. همچنین خودکارآمدی در پسران و اضطراب امتحان در دختران به طور معنی‌داری بیشتر بود. با توجه به نتایج تحقیقات پیشین و با توجه به این که درباره این موضوع تا کنون پژوهش کاملی انجام نشده است لذا موضوع مورد نظر اهمیت بررسی دارد.

 

خودتنظیمی پیامدهای ارزشمندی در فرآیند یادگیری، آموزش و حتی موفقیت زندگی دارد. سازگاری و موفقیت در مدرسه مستلزم آن است که دانش‌آموزان با توسعه خودتنظیمی یا فرآیندهای مشابه، شناخت، عواطف یا رفتارهای خود را گسترش داده و تقویت کنند تا بدین وسیله بتوانند به اهدافشان برسند.

 

دانش‌آموزان خودنظم‌ده، فراشناختی هستند و از روش‌های مطالعه و یادگیری خود، آگاهی دارند. دانش‌آموزی که بر فرایند یادگیری و عوامل مؤثر و موانع یادگیری خود نظارت می‌کند، در واقع، از فراشناخت استفاده کرده است. از آنجا که دانش‌آموزان از لحاظ نظارت شخصی در یک سطح نیستند، معلمان برای فراشناختی‌تر شدن دانش‌آموزان لازم است این باور را در دانش‌آموزان ایجاد کنند، زیرا یادگیری، عملی هشیارانه، هدفمند و مسلتزم تلاش و کوشش فراوان است.

 

در انتها ، یافته های پژوهش حاکی از این شد،بعد از گردآوری اطلاعات از 2 پرسشنامه سبک های انگیزشی AMS و خودتنظیمی تحصیلی بوفارد که هر دو پرسشنامه استاندارد بودند و روایی و پایایی هر یک از آنها بارها مورد آزمون و تایید قرار گرفته بود استفاده شد. نتایج بررسی و تجزیه و تحلیل با نرم افزار spss ویرایش 18 نشان داد که :فرضیه تایید شد و ارتباط معنی داری بین سبک های انگیزشی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 


81
مطالب مرتبط


لطفا با تكميل فرم ، نظرات ، پيشنهادات و انتقادات خود را در مورد مطلب منتشر شده با ما در ميان بگذاريد.
پيام شما پس از تاييد توسط مدير سايت ، منتشر خواهد شد.
 

 
Captcha


 
کاربر گرامی در صورتی که ثبت نام نکرده اید ، با کلیک روی دکمه زیر در سایت ثبت نام نمایید . به کمک کنترل پنل خود می توانید از امکانات سایت استفاده کنید .


Contact
تلفن ثابت

021-28421486

نمابر
ایمیل

culturaljobs1404@gmail.com

آدرس
سامانه مدیریت همایش های موسسه سفیران فرهنگی مبین